جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

بازی با واژه ها – 3

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

در الفبای زندگی نه « دال » دانستن را پیدا کردم نه « نون » نداستن را … هرچه که دیدم کلافی پیچیده در هم بود *** باران باروری بود و برخاستن و بیداری مانند « ب » واژۀ دوم کلاس اول *** باران خشک بود پیش از آنکه آنرا در خودم ببارم خاکستر شد *** باد کنک را به سختی باد می کنی تا « به هوا » بفرستی و خودت « بی هوا » « به هوا » می روی *** خط می زنم که خط بخورم خط می خوریم تا خط بزنیم جدال ما میان...

Read More

بازی با واژه ها – 4

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

گاهی پرسشی کوتاه پرستشی بلند می شود… *** آسمان را ببین تا خودت را ببینی مرا و دیگرانی را و همهمه پائیز را هم گاهِ بر آمدنِ ابرهای یائسه ِ*** درد می کشم برای اینکه نگویم : « درد می کشم » *** موجی به سنگی برخورد می کند ناپدید می شود سنگی اما در تلاطم موجی کوچک در خودش می شکند *** دروغ می گویم تا دروغ نگفته باشم مثل آفتابی که می تابد و هنوز بر نیامده است *** اگر سخنی نیست خاموشی باید هزار آتش...

Read More

خورشید و ماه

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

نگاه ها متفات هستند چهره ها متفاوت هستند دوست داشتن ها و نفرت ها هم… …. تنها یگانه خورشید است و ماه *** به اشتباه نشستم … در کهکشان شیری هزاران هزار ماه و خورشید دیگر هست ولی ما که خیلی کوچکیم هنوز بر اجساد پوسیده باورهایمان در زنجیریم *** نه این تنها خورشید است نه آن تنها ماه نه حتی بید مجنونی که زلف نگارت را به آن تشبیه می کنی *** توان گریز از این باور را اگر داری همین فردا...

Read More

شوخیِ تلخِ آخرِشب

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

فردا جمعه است آیا تعطیلیم ؟ یا مثل همیشه … ول معطلیم *** خاطرۀ تلخی های دور شیرین است شیرینیِ امروز هم به کاممان تلخ برج ولادت و تولد و میلاد هم در غبار گم شده *** ساده است جابجا کردن ارزش ها انسانها اقیانوس ها فانوس ها …. و به همین سادگی که جای واژه ها عوض می شوند ما هم گاهی عوض گاهی عوضی می شویم و گاهی مصمم برای عوض کردن *** شوخیِ تلخِ آخرِ شب : روزِ دانشجو بر تمام شب بیداران مبارک...

Read More