چرخشی میان خاطره ها
– برای ناهید حیدری- … خاطراتم را اطو می کنم همۀ درد هایم را هم پنهان تا به صندوق خاطره بگذارم خاطره ، خاطره ای دیگر می شود تا بتوانم بگویم : تولدت مبارک *** به باغچه روبروی خانه سر می زنم گلهای سرخ و سفید و زرد و آبی برای سوگواران سر برکشیده اند و برگهای سبز هم به چهار گوشۀ مستطیلی ……… درد و شادی به هم در آمیخته اند با چاشنی امیدی اما که شاید سالگرد تولدت آستانه...
Read More