جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برای پروانه ها و مورچه ها

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

« یک » چقدر فرصت زیستن کم است چقدر مجال درد کشیدن از دستهای بد اندیشان زیاد چقدر زود عوض می شوند موجوات فسیل شده ای که به بازی پلیدی نشسته اند چقدر و چندبار بگویم دستهایم را نبندید تا خودم طناب دار را به گلویم بفشارم *** « دو » خاطراتم از شب انباشته تر می شود جیب کاسبکاران و دروغگویان هم از حقارت لبریز تر *** آتشی ست یا آشتی یا عطشی یا پرنده ای بنام عشق که پرهایش را کنده اند *** چقدر فرصت دارم...

Read More

نازنین

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

– برای غلامرضا محمد پور – نازنین ،… روزگار غریبی است گورکنان غنی تر می شوند مردم فقیر تر *** نازنین ، دستهایم از زخم عشق پر است درونم از درد سنگین *** نازنین ، نه پرگارها و نه پرکارها مرکز زمین خدا را موریانه ها رقم می زنند *** نازنین ، سوگوار دوستان رفته ام ( * ) بجای اینکه رنگی باشم سیاه و سفبد می تپم *** نازنین ، دلی بی درد نیست کتابی بی نوشته بیش از این نمی گویم و نمی...

Read More

گرهی در خویش

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

از بال شب پره آویزان می شوم تا آسمان پُر آفتاب یا پَرِ آفتاب بر آسمان را… نارنجی تر ببینم *** برای خاطره ای کوتاه و دور می نویسم وقتی که تازه کهکشان شیری شکل می گرفت و اولین دندان شیریم جوانه می زد *** هنوز صبح نیامده شبی دیگر آغاز می شود آسمان آبی هم مثل همیشه سیاه *** حس گناه می کنم وقتی که بی گناهی بر طناب دار آویزان است و من که توان هیچ کاری ندارم تنها در خودم گره می خورم *** برای...

Read More

سر کوه بلند … ***

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

– برای همسرم به بهانه سالگرد تولدش. که دوبیتی و شعر کلاسیک را ، بر شعر نو ترجیح می دهد – سر کوه بُلن نی می زنم من ( * )… که اسب خسته را پی می زنم من هنوز از آذرم مانده دو دانگی که لب بر ساغر دی می زنم من *** سر کوه بلند آب است و آتش دلی خوشحال و احساسی پر از خش به ابر آوبختم در سایه باد به باد آوبختم چون سایه دلکش *** سر کوه بلند آمد سواری به دستش ساقه ای و خشکباری نه خشکی ماند...

Read More

چرخه ای میان دایره ای

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

– برای سارا سعیدی ( * ) – … پرسش کوتاهی دارم پدر « زندگی » : چرخه ای است یا دایره ای ؟ قصه ای است یا داستانی ؟ حقیقتی است یا واقعیتی ؟ دردی کوچک است یا رنجی کوتاه ؟ فریب بزرگ است یا گسترش دروغ ؟ شب است یا سیاهی ؟ نقطه ای ست در آخر جمله ای یا جای کوچک سوزنی بر رگ خشکیده پای کسی که تازه مرده است ؟ *** پدر که چهل سال پبش « مرده » بود گفت : بگذار چرخه ای باشم میان دایره ای 7-7-91 (...

Read More