بازی با واژه ها – 1
آنجا عصایی در دست است اینجا… دست بر عصا *** از ظهور ستاره می ترسیم شب که می شود اما به ستاره ها زُل می زنیم *** همسایه سایه هم ندارد در سیاهی می آید تا دوباره در سیاهی گم شود *** از « لبخندت » حروف « ن » و « خ » را برگزیدم تا نخی شود یا ریسمانی شاید طناب داری *** نفرت از عشق بزرگتر است نفرت چهار حرف دارد عشق سه حرف *** بازی تازه شروع شده الاکلنگ نیست که فقط به بالا و پایین رود *** از زخم...
Read More