جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

اول صف

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

خورشید اگر بمیرد

خورشید دیگری

بر آسمان متولی می شود

آسمان ستاره

تا به ابر بنشیند

رنگ کهکشان

نیلی می شود

در نبودن خورشید

گستره آسمان

خالی می شود

فروغ شعاعش

پرنده را

بالی می شود

***

« بعدا » چند بار گفتی

چند بار بگویم

« همیشه

زندگی

زیباست »

چند بار بخندم

تا به جایزه صدم جشنواره

دست بیازم

چند بار بگریم خوبست؟

***

پرنده عشق

محصور در قفس دستم بود

دستم را گشودم تا

پرنده به بام خانه همسایه

بنشیند

***

چند بار بمیرم

تا برای بار چندم تولد یابم

تا داستانی بگویم

برای دیگری

یا خلال خاطره شوم

یا

همرنگ سنگ صبور

یا چند بار زنده شوم

تا بمیرم

تا بگویم

عشق

خاطره ای به یاد ماندنیست

نیست

نیست

نیست

همین

 

چند بار باید بخندم

تا بهار شکوفه زند

***

ستاره ها

بر کهکشان شیری در خوابند

ستاره من

در کهکشان تو سرگردان

چند بار باید بخندم

تا بهار را باور کنی

چند بار باید زندگی کنم

تا تو بهار شوی

چند بار باید دوست داشتن را

به غلط

تلفظ کنم

باور کن از اول روز

تلفظ درست دوست داشتن را

یادم نداده اند

برای بار هزارم می پرسم

چند بار باید بگویم

تلفظ دوست داشتن را نمی دانم

چند بار بگویم

تلفظ دوست داشته شدن را

یاد بگیر

یادم بده

***

چند بار برای بار هزارم بگویم

هیچ کسی دوستم ندارد

برای دوست داشتنم

استخاره کن

و

اول صف بایست

اسفند 76