جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برفدانه ها

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

1

آهسته تر قدم بردار

گل قالی

احساس درد می کند

2

اشاره انگشت گفت:

نباید خطا کنم

3

اگر بخواهی و بگذاری

عبور عقربه های ساعت

آهسته می شود

4

با چاقو

قطره قطره می کنم دریا را

تشنه فراوان است

5

به دهان صدف شدم

تا مروارید شوم

تا به گوشت آویزان شوم

تا ترانه دوست داشتن را

در گوشت زمزمه کنم

6

ترکیب رنگ زرد زمین

و آبی آسمان

سبز بهار می شود

7

چرا رهایم نمی کنی

تا بخوابم

بر بالشی از ابر

8

دیدی چگونه گاز می زد

دختر گل فروش به لقمه نان

کنار خیابان

برنده شدم

9

رستم شاهنامه را می ماند

سایه نمکدان

بر دیوار

10

رنگ آبی شعله

هوای اطاق را

خنک می کند

11

سایه به دیوار

نقش بال پر پرواز پرنده ای شده

12

شیر را ببند

صدای شرشر آب

احساس گریه به من می دهد

13

کلنگ در دستشان نیست

که خود کلنگانند

بی وقفه گور ما را می کنند

عقربه ها را می گویم

14

کنار برکه

رقص پروانه ماندنی شد

بالش

نیمی طلائی نیمی آبی

15

گله را به چرا بردند

با علف های زرد و ارغوانی و آبی

بازار شام بود

16

نگاه معصومانه ات

به عصمت گل بنفشه

خنجر می زند