جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

ستاره های عاشق 2

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

روز و شب

ستاره و سیاهچال

خوب و بد

همیشه و هرگز

جایشان عوض شده

***

از آسمانم دروغ می بارد

آسمانی دیگر را در دستم بگذار

برای اینکه آسمانم دیگر آسمانی نیست

سیاه سیاه سیاه است

***

ستاره های عاشق

بر مدار دوست نداشتن سرگردانند

من اما

این سوی چراغ قرمز

متوقف می شوم

تا از عابر کنار خیابان بپرسم:

ستاره های عاشق کجا هستند؟

***

دست به زنبیل خاطره می زنم

پر شده

دست به زنبیل دوست داشتن

خالیست

دست به گیره پنجره

باز که می شود

باد همیشگی است که به داخل می آید

سرد است

نه عشق را به همراه دارد

نه ستاره های عاشق را

ستاره های عاشق

بر مدار نفرت

سرگردانند

آبان 77