جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

سور رئال ۱- عبور گیج خاطره ای بر کهکشان

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

می خواستم بخندم

خندیدن حرام شد

می خواستم برقصم

ممنوع

می خواستم ببینم

پنجره ی روبرویم را بستی

می خواستم بمیرم

امیر زاده ی اجل به مرخصی رفته بود

***

هنوز می شود بگویم

تمام اشکهایم را

برای همیشه خندیده ام

به سالی نه

به ساعت و دقیقه ای نه

بلکه به زاویه ای کوچک

عبور گیج خاطرات تاریکم را

بر کهکشان کور

کجاوه می شوم

***

نه گریه ام گرفت

نه خندیدم

نه ماه بر آسمان

نه خدا در دل

پلکان کوچکی برای پایین رفتن

هنوز بود

پیش از آنکه بگویم تا همیشه دوستتان دارم

پیش از آنکه زندگی کنم تا بمیرم

حرام شده بودم

***

گاهی به شدت سیاه می شوم

گاهی سفید

که خاکستری شوم۱۱/۱۰/۱۳۸۶